خرید بک لینک

پارسال، پیش از ورودم به بورس و در اوایل ورودم سوال اساسی ای که ذهنم را مشغول به خود کرده بود این بود که چه سهامی را خریدار کنم تا سود کنم؟

در این نوشتار سعی بر دادن پاسخی اجمالی که چکیده ی یک سال تجربیاتم در این بازار مالی است را ارائه می دهم.

در بورس آنچه باعث افزایش قیمت یا کاهش قیمت سهام یک شرکت می شود دارای دو عامل اساسی و عمده است عامل نخست دلایل بنیادی و دلایل بعدی جو روانی حاکم بر بازار است که اینک برخی از دلایل بنیادی و اسای را بر می شمارم:

تورم(همان طور که پیاز با تورم در واکنش به نرخ دلار رشد 40 درصدی داشته دارایی های شرکت ها دچار تورم می شود وفقط نکته حائز اهمیت در این باره این است که همه ی شرکت ها تورم یکسانی نخواهند داشت چون جنس دارایی هایشان یکجور نیست)

قیمت ارز نیمایی( شرکت های صادراتی در صورت افزایش نرخ دلار نیمایی به دلیل اینکه سود آوریشون به ریال افزایش می یابد، ارزنده تر می شوند و شرکت هایی که وابسته به واردات تجهیزات و مواد اولیه از خارج از کشور هستند به دلیل افزایش هزینه ها ارزندگی آنها کاهش می یابد)

صورت های مالی شرکت ها( در بورس سایتی به نام کدال www.codal.ir وجود دارد که گزارش های مالی شرکت ها در آن سایت انتشار پیدا می کند و این اطلاعات بطور مساوات در اختیار همگان قرار می گیرد، نکته اساسی این است که سودآوری بیشتر شرکت به ارزندگی بیشتر شرکت می نجامد و افزایش هزینه ها و کاهش سود شرکت، از ارزندگی شرکت می کاهد و همین نکته قیمت هر سهم شرکت را کاهش می دهد. و مطالعه این صورت های مالی برای پی بردن به سودآوری شرکت و ارزش گذاری روی قیمت سهم شرکت می باشد)

قیمت های بازار های جهانی(شرکت های کالا محور که سودشان از فروش کالا حاصل می شود فارغ از اینکه فروششان در ایران باشد یا خارج از ایران، قیمت کالا در بازار های جهانی بر روی ارزندگی سهامشان اثر گذار است مثلا رصد نفت در بازار های جهانی روی شرکت های پتروشیمی، قیمت مس در بازار های جهانی روی فملی، قیمت روی در بازار های جهانی روی فاسمین و کروی و قیمت آلومینیوم و سنگ آهن و ... روی .... اثر گذار است)

از عوامل بنیادی دیگر می توان به پروژهای نو شرکت و قراردادهای شرکت با سایر شرکت ها اشاره کرد( بعضی مواقع بعضی از شرکت ها پروژه ها و یا قرار داد هایی را انجام می دهند که به رشد قطعی سودآوری شرکت منجر می شود، در این هنگام به دلیل رشد سود آوری شرکت ارزندگی شرکت بیشتر می شود فقط یک نکته جالب این است که بازار با اخبار سریعا واکنش نشان نمی دهد بلکه به مرور و با توجه به جو روانی حاکم بر بازار به سراغ بالاتر بردن قیمت سهام شرکت می رود البته این نکته هم وجود دارد که بازار اکثر مواقع زودتر از عملی شدن و به سود رسیدن شرکت در چنین مواردی قیمت سهم را بالاتر می برد. به اصطلاح بازار به پیشواز یک واقعه سود ساز در شرکت می رود)

از دیگر عوامل بنیادی موثر بر قیمت گذاری شرکت می توان به مدیریت شرکت اشاره کرد ( گاهی افراد مدیری که بازار آنها به نیکی می شناسه و دارای رزومه خوبی هستند هنگامی که در پست مدیریت یک شرکت قرار می گیرند به دلیل پیش بینی ای که بازار از بهبود وضع شرکت دارد قیمت سهم را افزایش می دهد)

سیاست های بانک مرکزی و دولت برای حمایت از یک صنعت خاص ( لایحه بودجه، تصمیم های دولت برای بهبود یک صنعت خاص و یا تعرفه های بازرگانی و ده ها مورد دیگر که می تواند منجر به بهبود سود آوری یا ضرر بیشتر شرکت شود باعث تغییر قیمت های سهام در بازار می شود)

و در نهایت می توان از سود تقسیمی شرکت نام برد(سودی که هر سهام دار به نسبت تعداد سهمی که مالکیت در شرکت دارد قسمت او می شود و به حساب بانکی او توسط شرکت واریز می شود همین یک مورد نکته ای است که بسیاری از کهنه کارهای بورس فقط با تصمیم گیری بر اساس آن در بورس فرصت ها را صید می کنند و به سود میرسند )

دلایلی که در بالا بر شمرده شد عمده دلایل بنیادینی بودند که قیمت های سهام را افزایش یا کاهش می دهند. شاید در ذهن این سوال پیش بیاید چگونه قیمت سهام نوسان می کند؟ پاسخ این سوال شفاف و واضح است که افزایش یا کاهش قیمت مانند هر بازار دیگری به دلیل عرضه و تقاضا اتفاق می افتد. طبیعی است که شرکتی که ارزندگی بیشتری دارد خواهان بیشتری می یابد و بصورت واقعی قیمتش به یک قیمت منصفانه می رسد و همینطور در صورتی که شرکتی ضعیف باشد و از ارزندگی کمی برخوردار باشد فروشندگان سهام آن شرکت بیشتر می شوند تا هر چه زودتر مالکیت شرکت را بفروشند و خود را از ضرر های بیشتر رها کنند.

باز سوالی مطرح می شود که چه تضمینی برای قیمت منصفانه شرکت ها در بورس وجود دارد؟ واقعیت امر این است که نوسانات بازار با جریانات نقدینگی رقم می خورد و هیچ تضمینی وجود ندارد که قیمت یک شرکت دقیقا ارزندگی آن شرکت را مشخص می کند و این هنر سهام دار است که تشخیص دهد که آیا به قیمت می خرد یا خیر که اصطلاحا علم مربوط به تشخیص ارزندگی سهام و هر چیز دیگر را با نام تحلیل بنیادی می شناسیم خب قطعا همگان نمی توانند به سطح کاملی از دانش تحلیل بنیادی برسند پس در بازار فعالیت نکنن؟خیر، نکته حائز اهمیت در این میان نقش حقوقی هایی است که در بازار حضور دارند و آنها هم به فکر سود خودشان هستند و تصمیماتشان خروجی افراد خبره و عالم به دانش تحلیل بنیادی و تکنیکال است. فرض کنید قیمت سهام یک شرکت کمتر از ارزندگی آن همینک، با توجه به تمام دلایل بنیادی در حال معامله است شاید افراد عادی که علم کافی برای تشخیص ارزندگی شرکت ندارند علم تحلیل ارزندگی شرکت را نداشته باشند اما شرکت های حقوقی سرمایه گذار که شامل بانک ها، شرکت های سرمایه گذاری و شرکت های دیگر هستند بصورت علمی و دقیق ارزندگی شرکت ها می سنجند و بعد اقدام به خرید یا فروش سهام یک شرکت می کنند، باز نکته حائز اهمیتی وجود دارد که حجم های خرید و فروش حقوقی ها گاها به دلیل انحراف اذهان عمومی است مثلا امروز حجم قابل توجهی از یک شرکت را خرید می کنند به گونه ای که بسیاری از افراد متوجه این خرید هنگفت شوند خب قاعده بازی این است که شرکت حقوقی می خواهد سهام آن شرکت را جمع کند تا در رشد قیمت سود بیشتری ببرد اما در واقع آن شرکت سرمایه گذاری بعد از انحراف اذهان و تقویت جبهه ی خریداران سهم، آن بازی را انجام داده است تا قیمت سهم و تقاضای سهم را چنان بالا ببرد تا بتواند در تنها یک یا کمتر از یک دقیقا صدها برابر حجم خریدش سهامش را بفروشد و اینگونه از شر حجم وسیعی از یک سهم نا مرغوب خود را خلاص کند. و البته بر عکس این بازی هم وجود دارد که حقوقی در نقش فروشنده و عرضه کننده ظاهر می شود باعث انحراف اذهان شود تا بتواند حجم های وسیعی از یک سهم را به قیمت ارزان تر خریداری کند. و البته گاهی عرضه و تقاضای حقوقی ها به دلیل تنظیم بازار است مثلا پارسال که بسیاری از شرکت های بورس کمتر از قیمت واقعی شان معامله می شد جناب آقای همتی گفتند که اجازه نمی دهیم قیمت ها زیر قیمت واقعی شرکت ها معامله شود در آن زمان قیمت بسیاری از شرکت ها بر اثر جو روانی حاکم بر بازار به کمتر از قیمت واقعی شان رسیده بود که با خرید های تنظیم بازاری حقوقی ها(در اینجا بانک مرکزی شاید) قیمت این شرکت ها صعودی شد تا به حد قیمت واقعی شرکت برسد. شاید اگر کسی در آن زمان وارد بازار می شد می توانست بازده صد درصد را در کمتر از سه ماه از بازار بگیرد. خب تکلیف چیست؟ آیا با خرید حقوقی بخریم و با فروش حقوقی ها بفروشیم؟ جواب این سوال واضح است تنها زمانی خرید یا فروش حقوقی ها را الگوی خودتان قرار دهید که از چرایی تصمیم حقوقی ها آگاه شده باشید یعنی متوجه شوید علت افزایش خرید یا فروش حقوقی ها در چیست. که اجمالا دلایل بنیادی که چرایی نوسانات را ایجاد می کنند توضیح داده شد.

کلیت موفقیت یک سهام دار خلاصه در یک مهارت است و آن این است که سهام دار، بتواند جریان نقدینگی بازار را تشخیص دهد و با فرصت شناسی یک گام جلو تر از این جریان نقدینگی بتواند حرکت کند. و این امر حاصل نمی شود مگر با مطالعه و رصد مداوم بازار و اطلاعات مرتبط.

که برای این مهارت شیوه ها و شگرد های متفاوتی وجود دارد که در نوشتارهای بعد مفصل تر بعضی از روش ها و شیوه ها را بیان خواهم داشت. فقط توجه شما را به یک مثال جلب می کنم؛ سهام داری حرفه ای مانند ماهیگیری می ماند باید صبر داشت و مداوم بازار را رصد کرد و هنگامی که یک فرصت در بازار ایجاد شد آن فرصت را صید کرد. در سال گذشته بازار بورس بازده های عجیب غریبی را رقم زد، بازده های بیش از 100 درصد !! که قطعا از این فرصت ها باز هم رخ خواهند داد.

پس قلّاب می اندازیم بازار را رصد می کنیم و هنگامی که قلاب تکان خورد قیمت ها تکان خوردند با اطمینان از گیر کردن ماهی به قلاب، از وجود دلیل برای افزایش قیمت یک سهم اطمینان پیدا می کنیم آنگاه صید می کنیم سهام شرکت را می خریم و از صید و سود لذت می بریم.

برای جلو گیری از طولانی تر شدن این نوشتار به امید خدا فردا شب چند شیوه ای که خودم سهام و نماد مرغوب را پیدا می کنم را ارائه خواهم داد، امیدوارم مفید فایده باشد.

برچسب: نویسنده: باربد سلطانی تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1398 ساعت: 4:06

صفحه بندی