
درد و رنجی که آزارت می دهد و تو تنها باید آنرا تحمل کنی، حضوری نمی توانی برای رفع سختی ها به نمایش بگذاری و خود را قربانی در این قفس زجرآور زندگی می دانی. هر بار شکست خورده و زجر دیده تر از قبل خود را محکوم به نابودی می دانی؛ این مصیبت، رسوایی اش به مراتب می تواند زجر آورتر باشد پس نمی توانی از آنچه بر تو می گذرد با کسی حرفی بزنی و خود را آنچه که هستی نشان دهی. چشمانت، اشکانت حکایت نا امیدی و افسوس دارند. آنها را هم از این قاب تصویر بپوشان بگذار تا ندانیم و آرامشمان از دردت برهم نخورد.